abbüßen
کفاره دادن، تاوان پس دادن، تحمل کردن (مجازات)
Bedeutungen
1
etwas (Akkusativ) abbüßen
تاوان پس دادن، جبران کردن (اشتباه، گناه، جرم).
- Er musste für seine Taten büßen.او مجبور بود تاوان اعمالش را پس بدهد.
- Die Gesellschaft muss für ihre Fehler büßen.جامعه باید تاوان اشتباهات خود را بپردازد.
2
etwas (Akkusativ) abbüßen
گذراندن (دوره زندان، مجازات).
- Er hat seine Strafe im Gefängnis abgebüßt.او دوران محکومیت خود را در زندان گذراند.
- Sie musste die Zeit der Verbannung abbüßen.او مجبور بود دوران تبعید را تحمل کند.