abbüssen
(جریمه، مجازات) را تحمل کردن، به پایان رساندن؛ کفاره دادن
Bedeutungen
1
Akkusativ
مجازات یا تاوان یک جرم یا اشتباه را تحمل کردن یا پرداخت کردن
- Er musste seine Strafe im Gefängnis abbüßen.او مجبور شد مجازات خود را در زندان تحمل کند.
- Jeder Fehler muss irgendwann abgebüßt werden.هر اشتباهی بالاخره باید تاوان داده شود.