abballerten
پرتاب کردن، شلیک کردن، انداختن (با شدت)
Bedeutungen
1
Akkusativ
شلیک کردن سریع و پشت سر هم گلولهها، یا به طور استعاری، بیان سریع و بیملاحظه کلمات یا انجام دادن کاری بدون فکر.
- Der Soldat ballerte seine Munition in die Dunkelheit ab, ohne ein Ziel zu erkennen.سرباز مهمات خود را در تاریکی شلیک کرد، بدون اینکه هدفی را ببیند.
- Er ballerte eine Entschuldigung nach der anderen ab, ohne es wirklich ernst zu meinen.او پشت سر هم عذرخواهی میکرد، بدون اینکه واقعاً منظورش جدی باشد.