Konjugierte Form
جدا شدید، شکافتید
معانی و تعاریف abbarsten:
- به صورت فیزیکی، شکافته شدن، ترک خوردن و جدا شدن بخشی از یک جسم جامد به دلیل فشار، ضربه یا فرسودگی.
- به صورت مجازی، ناگهان و با شدت زیاد از مکانی دور شدن یا فرار کردن، اغلب به دلیل ترس یا خشم.
جملات نمونه برای abbarsten:
Nach dem starken Frost barst die alte Fassade des Gebäudes an mehreren Stellen ab.
پس از یخبندان شدید، نمای قدیمی ساختمان در چندین نقطه ترک خورد و جدا شد.
Beim Aufprall barst ein Teil des Stoßfängers ab.
در اثر برخورد، قسمتی از سپر ترک خورد و جدا شد.
Als die Wahrheit ans Licht kam, barst er wütend aus dem Raum ab.
هنگامی که حقیقت آشکار شد، او با خشم از اتاق بیرون رفت.