فعل
بر سر نگه داشتن کلاه
معانی و تعاریف abbehalten:
- چیزی را نپوشیدن یا بر سر نگذاشتن، بلکه آن را دور نگه داشتن.
جملات نمونه برای abbehalten:
Nachdem der Regen aufgehört hatte, konnte ich meine Mütze ''abbehalten,'' denn dann schien für den Rest des Tages die Sonne.
بعد از اینکه باران بند آمد، توانستم کلاهم را سرم نگه دارم، چون بقیه روز آفتاب میتابید.
Er hat seinen Hut abgebehalten, obwohl es kalt war.
او کلاهش را برنداشت، با اینکه هوا سرد بود.
Bitte behalten Sie Ihre Schuhe ab, wenn Sie das Haus betreten.
لطفاً هنگام ورود به خانه کفشهایتان را درآورید (و از پا درآورده نگه دارید).