abbellten
ما پارس کردیم؛ ما با صدای بلند و نامفهوم سخنرانی کردیم
Bedeutungen
1
null
توصیف صدای پارس کردن مداوم، بلند و اغلب آزاردهنده سگ، که میتواند نشاندهنده اضطراب، هشدار یا پرخاشگری باشد.
- Der Wachhund bellte unaufhörlich die vorbeigehenden Passanten ab.سگ نگهبان به طور مداوم رهگذران را پارس میکرد.
- Das ständige Abbellten des Nachbarhundes störte die Ruhe des Viertels.پارس کردن مداوم سگ همسایه، آرامش محله را بر هم میزد.