فعل
عزل کردن، برکنار کردن از مقام، به دیار باقی شتافتن
معانی و تعاریف abberufen:
- یک مقام، سفیر یا نماینده را از سمت خود فراخواندن یا عزل کردن
جملات نمونه برای abberufen:
Der britische Botschafter wurde ''abberufen'' und nach Frankreich versetzt.
سفیر بریتانیا برکنار و به فرانسه منتقل شد.
Er wurde in die Ewigkeit ''abberufen''.
او به ابدیت پیوست (درگذشت).
Der Botschafter wurde von seiner Regierung abberufen.
سفیر توسط دولتش فراخوانده شد.