abbezahlen
قسطی پرداخت کردن، بدهی را بهتدریج تسویه کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ
بدهی، وام یا قیمت کالایی را طی چند قسط تا تسویه کامل پرداخت کردن
- Wir müssen den Kredit in fünf Jahren abbezahlen.ما باید وام را در پنج سال تسویه کنیم.
- Sie hat ihr Auto endlich abbezahlt.او بالاخره اقساط ماشینش را پرداخت و آن را تسویه کرد.