abbezahlen

Aussprache: /ˈapbəˌt͡saːlən/
Wortzerlegung: ab·be·zah·len
فعل

قسطی پرداخت کردن، بدهی را به‌تدریج تسویه کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ

بدهی، وام یا قیمت کالایی را طی چند قسط تا تسویه کامل پرداخت کردن

  • Wir müssen den Kredit in fünf Jahren abbezahlen.ما باید وام را در پنج سال تسویه کنیم.
  • Sie hat ihr Auto endlich abbezahlt.او بالاخره اقساط ماشینش را پرداخت و آن را تسویه کرد.