abblättern

Aussprache: /ˈapblɛtɐn/
Worttrennung: ab·blät·tern
فعل

برگ ریختن، پوسته‌پوسته شدن و ریختن

Beispiele

  • Die Blumen in der Vase ''blättern'' bereits ''ab.گل‌های داخل گلدان در حال «پوسته‌پوسته شدن و پژمرده شدن» هستند.
  • Im Hausflur ''blättert'' die alte Ölfarbe ''ab''.در راهرو رنگ قدیمی روغن «پوسته‌پوسته شده و می‌ریزد».
  • Sie ''blättert'' das Kraut ''ab.او سبزی را «برگ‌برگ می‌کند».

Bedeutungen

1 بدون مفعول

پوسته پوسته شدن، ورقه ورقه شدن، ریختن (رنگ، گچ، پوست و غیره)

  • Die Farbe blättert von der Wand ab.رنگ از دیوار پوسته پوسته می‌شود.
  • Der Lack ist abgeblättert.لاک ورقه ورقه شده است.