abblätternd
پوستهپوسته شونده، در حال پوستهپوسته شدن
Bedeutungen
1
لایههای نازک از سطح چیزی جدا شدن یا در حال جدا شدن است (مانند رنگ، پوست یا مواد دیگر).
- Die abblätternde Farbe an der Wand sah alt aus.رنگ پوستهپوسته شده روی دیوار قدیمی به نظر میرسید.
- Seine Haut war nach dem Sonnenbrand abblätternd.پوست او پس از آفتابسوختگی در حال پوستهپوسته شدن بود.
- Wir müssen die abblätternde Farbe entfernen, bevor wir neu streichen.ما باید رنگ در حال پوستهپوسته شدن را قبل از رنگآمیزی مجدد پاک کنیم.