abblätternd

Aussprache: /ˈapˌblɛtɐnt/
Worttrennung: ab·blät·ternd
صفت

پوسته‌پوسته شونده، در حال پوسته‌پوسته شدن

Bedeutungen

1

لایه‌های نازک از سطح چیزی جدا شدن یا در حال جدا شدن است (مانند رنگ، پوست یا مواد دیگر).

  • Die abblätternde Farbe an der Wand sah alt aus.رنگ پوسته‌پوسته شده روی دیوار قدیمی به نظر می‌رسید.
  • Seine Haut war nach dem Sonnenbrand abblätternd.پوست او پس از آفتاب‌سوختگی در حال پوسته‌پوسته شدن بود.
  • Wir müssen die abblätternde Farbe entfernen, bevor wir neu streichen.ما باید رنگ در حال پوسته‌پوسته شدن را قبل از رنگ‌آمیزی مجدد پاک کنیم.