فعل
دست از پا درازتر برگشتن، رد شدن (در خواستگاری یا درخواست)
معانی و تعاریف abblitzen:
- رد شدن، جواب رد گرفتن، موفق نشدن (به ویژه در درخواست یا رابطه عاشقانه) (عامیانه)
جملات نمونه برای abblitzen:
Zum wiederholten Mal ''blitzte'' sie bei ihm ''ab.''
برای چندمین بار در برابر او «دست از پا درازتر برگشت» (جواب رد شنید).
Das Gewehr ''blitzte ab.''
تفنگ بدون شلیک کردن عمل نکرد.
Der Himmel ''hat abgeblitzt.''nach
آسمان طوفانی شد.