abbröseln
پودر شدن و ریختن، ریز ریز شدن
Beispiele
- Im Zimmer ''bröselt'' der alte Putz von der Decke ''ab''.در اتاق گچ قدیمی از سقف «در حال پودر شدن و ریختن است».
Bedeutungen
1
بدون مفعول
خرد شدن، پودر شدن (به قطعات کوچکتر، مانند نان خشک یا کیک)
- Das Gebäck bröselt leicht ab.شیرینی به راحتی خرد میشود.
- Der alte Kuchen ist abgebröselt.کیک قدیمی خرد شده است.
2
Akkusativ (کمتر رایج، اغلب به صورت مجهول یا انعکاسی)
خرد کردن، پاشیدن (چیزی را به قطعات کوچک)
- Man kann den Käse über die Nudeln abbröseln.میتوان پنیر را روی پاستا خرد کرد.
- Der alte Keks bröselte sich beim Anfassen ab.بیسکویت قدیمی هنگام لمس شدن خرد شد.