abbrühen

Aussprache: /ˈapˌbʁyːən/
Wortzerlegung: ab·brü·hen
فعل

آب جوش ریختن روی، بلانچ کردن

Beispiele

  • Sie ''brühte'' das Gemüse kurz ''ab.او سبزیجات را برای مدت کوتاهی «بلانچ کرد».
  • Wenn du die Tomaten ''abbrühst,'' lassen sie sich leichter schälen.اگر گوجه‌فرنگی‌ها را «بلانچ کنی»، پوست کندنشان آسان‌تر می‌شود.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را با آب جوش شستن یا برای مدت کوتاهی در آب جوش قرار دادن (مثلاً برای ضدعفونی یا آماده‌سازی غذا)

  • Man sollte das Gemüse vor dem Einfrieren kurz abbrühen.باید سبزیجات را قبل از فریز کردن کمی با آب جوش داغ کرد (بلانچ کرد).
  • Die Flaschen wurden vor dem Abfüllen abgebrüht.بطری‌ها قبل از پر شدن با آب جوش شسته شدند.