abbrühen
آب جوش ریختن روی، بلانچ کردن
Beispiele
- Sie ''brühte'' das Gemüse kurz ''ab.او سبزیجات را برای مدت کوتاهی «بلانچ کرد».
- Wenn du die Tomaten ''abbrühst,'' lassen sie sich leichter schälen.اگر گوجهفرنگیها را «بلانچ کنی»، پوست کندنشان آسانتر میشود.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با آب جوش شستن یا برای مدت کوتاهی در آب جوش قرار دادن (مثلاً برای ضدعفونی یا آمادهسازی غذا)
- Man sollte das Gemüse vor dem Einfrieren kurz abbrühen.باید سبزیجات را قبل از فریز کردن کمی با آب جوش داغ کرد (بلانچ کرد).
- Die Flaschen wurden vor dem Abfüllen abgebrüht.بطریها قبل از پر شدن با آب جوش شسته شدند.