abbrüten

Aussprache: /ˈapˌbryːtn̩/
Wortzerlegung: ab·brü·ten
فعل

دوره جوجه‌کشی/تخم‌گذاری به پایان رسیدن، از تخم درآمدن

Beispiele

  • Das Federwild ''hat abgebrütet.پرندگان" دوره "تخم‌گذاری" خود را "به پایان رسانده‌اند".

Bedeutungen

1 Akkusativ

تخم‌ها را به طور کامل جوجه‌کشی کردن یا دوره جوجه‌کشی را به پایان رساندن.

  • Die Henne hat alle Eier erfolgreich abgebrütet.مرغ همه تخم‌ها را با موفقیت جوجه‌کشی کرد.
  • Nach drei Wochen brütete der Vogel die Küken ab.پس از سه هفته، پرنده جوجه‌ها را از تخم درآورد.