abbrausten
فروکش کردند، آرام گرفتند (برای طوفان، خشم)
Bedeutungen
1
kein spezifischer Fall (oft mit Ortsangabe)
با سرعت و اغلب با سروصدا یا هیجان زیاد از مکانی دور شدن یا ترک کردن، مانند خودرویی که با شتاب دور میشود یا فردی که با عجله محل را ترک میکند. این شکل گذشته ساده فعل است.
- Nachdem er seine Meinung kundgetan hatte, brauste er abrupt vom Podium ab.پس از اینکه نظر خود را اعلام کرد، او ناگهان از تریبون دور شد.
- Der Motorradfahrer brauste mit hoher Geschwindigkeit davon, die Reifen quietschten auf dem Asphalt.موتورسوار با سرعت بالا دور شد، در حالی که لاستیکها روی آسفالت جیرجیر میکردند.