abbrieten
سرخ میکردند
Bedeutungen
1
Akkusativ (مفعول مستقیم)
انتقاد شدید و تند کردن از کسی به دلیل اشتباه یا رفتار نادرست؛ سرزنش کردن با شدت.
- Der Chef briet den Mitarbeiter wegen seiner Nachlässigkeit scharf ab.رئیس به دلیل سهلانگاری، کارمند را به شدت سرزنش کرد.
- Die Presse briet die Regierung wegen ihrer unzureichenden Reaktion auf die Krise ab.مطبوعات به دلیل واکنش ناکافی دولت به بحران، آن را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.
2
Akkusativ (مفعول مستقیم)
به صورت مجازی، از دست دادن ارزش یا اعتبار به دلیل اشتباهات یا شکستهای مکرر؛ اعتبار از دست دادن.
- Nach mehreren gescheiterten Projekten hatte das Unternehmen seine Glaubwürdigkeit bei den Investoren abgebrieten.پس از چندین پروژه ناموفق، شرکت اعتبار خود را نزد سرمایهگذاران از دست داده بود.
- Seine wiederholten Lügen hatten ihn bei seinen Freunden völlig abgebrieten.دروغهای مکرر او باعث شده بود که نزد دوستانش کاملاً اعتبار خود را از دست بدهد.