abbrieten

Aussprache: /apˈbriːtn̩/
Wortzerlegung: ab·bri·e·ten
Konjugierte Form

سرخ می‌کردند

Bedeutungen

1 Akkusativ (مفعول مستقیم)

انتقاد شدید و تند کردن از کسی به دلیل اشتباه یا رفتار نادرست؛ سرزنش کردن با شدت.

  • Der Chef briet den Mitarbeiter wegen seiner Nachlässigkeit scharf ab.رئیس به دلیل سهل‌انگاری، کارمند را به شدت سرزنش کرد.
  • Die Presse briet die Regierung wegen ihrer unzureichenden Reaktion auf die Krise ab.مطبوعات به دلیل واکنش ناکافی دولت به بحران، آن را به شدت مورد انتقاد قرار دادند.
2 Akkusativ (مفعول مستقیم)

به صورت مجازی، از دست دادن ارزش یا اعتبار به دلیل اشتباهات یا شکست‌های مکرر؛ اعتبار از دست دادن.

  • Nach mehreren gescheiterten Projekten hatte das Unternehmen seine Glaubwürdigkeit bei den Investoren abgebrieten.پس از چندین پروژه ناموفق، شرکت اعتبار خود را نزد سرمایه‌گذاران از دست داده بود.
  • Seine wiederholten Lügen hatten ihn bei seinen Freunden völlig abgebrieten.دروغ‌های مکرر او باعث شده بود که نزد دوستانش کاملاً اعتبار خود را از دست بدهد.