Konjugierte Form
مقاومت کردند، پایداری کردند
معانی و تعاریف abbufften:
- مصرف کردن یا بلعیدن مقدار زیادی از چیزی، به ویژه مواد مخدر یا سیگار، به صورت سریع و بیملاحظه.
- از دست دادن پول یا سرمایه به سرعت، به ویژه در قمار یا معاملات پرریسک.
جملات نمونه برای abbufften:
Er hat gestern Abend zu viele Zigaretten abgebufft.
او دیشب تعداد زیادی سیگار کشید.
Die Jugendlichen trafen sich, um gemeinsam Drogen abzubuffen.
جوانان برای مصرف مشترک مواد مخدر دور هم جمع شدند.
Beim Pokern hat er sein ganzes Geld abgebufft.
او در پوکر تمام پولش را باخت.