abbummeln
مرخصی استحقاقی گرفتن بابت اضافه کار
Beispiele
- Was die Fahrer zu[ ]viel unterwegs gewesen sind, wird teils ''abgebummelt,'' teils bezahlt.آنچه رانندگان در راه بودهاند، بخشی به صورت مرخصی اضافه کار جبران میشود و بخشی پرداخت میگردد.
Bedeutungen
1
Akkusativ (Überstunden)
اضافه کاری را با گرفتن مرخصی جبران کردن
- Ich muss noch meine Überstunden abbummeln.من هنوز باید اضافه کاریهایم را با مرخصی جبران کنم.
- Er hat sich entschieden, die Überstunden abzubummeln, statt sie sich auszahlen zu lassen.او تصمیم گرفت اضافه کاریها را با مرخصی جبران کند، به جای اینکه پولش را بگیرد.
2
(intransitiv)
بیهدف پرسه زدن، وقت گذراندن (معمولاً با مفهوم اتلاف وقت)
- Statt zu arbeiten, bummelt er den ganzen Tag ab.او به جای کار کردن، تمام روز را ول میگردد.
- Wir haben den Nachmittag in der Stadt abgebummelt.ما بعدازظهر را در شهر ول گشتیم/گذراندیم.