فعل
غرق بوسه کردن، بوسیدن فراوان
معانی و تعاریف abbussen:
- کسی را با بوسه بدرقه کردن یا با بوسه خداحافظی کردن
جملات نمونه برای abbussen:
Sie busste ihren Freund ab, bevor er zur Arbeit ging.
او دوستپسرش را قبل از اینکه به سر کار برود، بوسید و بدرقه کرد.
Die Mutter busste ihr Kind ab, bevor es in den Kindergarten ging.
مادر فرزندش را قبل از رفتن به مهدکودک بوسید و بدرقه کرد.