abdasseln

Aussprache: /ˈapˌdasəln/
Wortzerlegung: ab·das·seln
فعل

کرم‌زدایی کردن (دام)، خارج کردن لارو مگس داسل از بدن حیوانات

Beispiele

  • Zur Bekämpfung des Übels ist durch Ministerialerlaß vom 21. Jan. 1896 das ''Abdasseln'' empfohlen worden. Bevor die Larven auszukriechen beginnen, etwa im April, werden alle Rinder auf Dasselbeulen untersucht und die Beulen ausgedrückt.برای مبارزه با این مشکل، با فرمان وزارتی مورخ ۲۱ ژانویه ۱۸۹۶، «کرم‌زدایی» توصیه شده است. قبل از اینکه لاروها شروع به بیرون آمدن کنند، حدوداً در ماه آوریل، تمام گاوها از نظر وجود تاول‌های داسل بررسی شده و تاول‌ها خارج می‌شوند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی را با اصرار، تکرار یا درخواست‌های مداوم به شدت خسته و کلافه کردن تا جایی که دیگر نتواند مقاومت کند یا تحمل کند.

  • Der ständige Lärm der Baustelle hat die Anwohner über Monate hinweg bis zur Erschöpfung abdasselt.سر و صدای مداوم کارگاه ساختمانی، ساکنان را برای ماه‌ها تا حد خستگی به ستوه آورده بود.
  • Sie versuchte, ihn mit ihren endlosen Fragen und Bitten zu abdasseln, doch er blieb unnachgiebig.او سعی کرد با پرسش‌ها و درخواست‌های بی‌پایانش او را کلافه کند، اما او سرسخت باقی ماند.