abdeichen
سدبندی کردن، خاکریز زدن، احاطه کردن با خاکریز
Beispiele
- Als 1523 der südliche Teil der Balge ''abgedeicht'' wurde, leitete man den namenlosen Bach, der, aus den Mooren östlich von Oldenburg kommend, am äußersten Südzipfel der Bucht mündete, durch ein Siel.هنگامی که بخش جنوبی بالژ در سال ۱۵۲۳ سدبندی شد، رودخانه بینامی که از باتلاقهای شرق اولدنبورگ سرچشمه میگرفت و به نوک جنوبی خلیج میریخت، از طریق یک دریچه هدایت شد.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با ساختن سد یا خاکریز، زمین یا منطقهای را از آب (مانند سیل) محافظت کردن
- Man muss das Land vor Hochwasser abdeichen.باید زمین را در برابر سیل با سد محافظت کرد.
- Die Küstenregion wurde erfolgreich abgedeicht.منطقه ساحلی با موفقیت سدسازی شد.