abdichten

Aussprache: /ˈapˌdɪçtn̩/
Wortzerlegung: ab·dich·ten
فعل

درزگیری کردن، عایق کردن، آب‌بندی کردن

Beispiele

  • Bevor wir in das neue Haus einziehen können, muss der Handwerker das Dach ''abdichten.پیش از اینکه بتوانیم به خانه جدید نقل مکان کنیم، صنعتگر باید سقف را عایق/آب‌بندی کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

چیزی را آب‌بندی یا عایق‌بندی کردن، درزگیری کردن تا مایعات یا گازها وارد یا خارج نشوند

  • Das Dach muss abgedichtet werden, damit es nicht reinregnet.سقف باید آب‌بندی شود تا باران به داخل نریزد.
  • Wir haben die Fenster abgedichtet, um Energie zu sparen.ما پنجره‌ها را درزگیری کردیم تا در مصرف انرژی صرفه‌جویی کنیم.