فعل
جدا شدن (از ایستگاه فضایی)، باز کردن (لنگر)
معانی و تعاریف abdocken:
- جدا شدن یک کشتی یا فضاپیما از اسکله، لنگرگاه یا ایستگاه فضایی
جملات نمونه برای abdocken:
„Eine russische «Sojus»-Kapsel mit drei Raumfahrern an Bord ''hat'' in der Nacht von der Internationalen Raumstation ISS ''abgedockt'' und befindet sich auf dem Weg zur Erde.“
یک کپسول سایوز روسی با سه فضانورد در شب از ایستگاه فضایی بینالمللی (ISS) جدا شد و در مسیر بازگشت به زمین قرار گرفت.
Das Raumschiff dockte erfolgreich von der Raumstation ab.
فضاپیما با موفقیت از ایستگاه فضایی جدا شد.
Das Schiff muss bald abdocken, um die Reise fortzusetzen.
کشتی باید به زودی از اسکله جدا شود تا سفر را ادامه دهد.