Konjugierte Form
متصل شدند / پهلو گرفتند
معانی و تعاریف abdockten:
- جدا کردن یک کشتی یا شناور از اسکله یا داک.
جملات نمونه برای abdockten:
Nach Abschluss der Reparaturen wurde das Schiff vom Trockendock abgedockt.
پس از اتمام تعمیرات، کشتی از حوض خشک جدا شد.
Die Fähre legte pünktlich ab und dockte vom Kai ab.
کشتی مسافربری به موقع حرکت کرد و از اسکله جدا شد.