abdrücken
ماشه را کشیدن، پرداخت کردن (پول/جریمه)، عکس گرفتن/چاپ کردن، مسدود کردن (جریان)
Bedeutungen
1
Akkusativ / Intransitiv
ماشه سلاح را کشیدن یا شلیک کردن
- Er zielte auf die Scheibe und drückte ab.او به سمت سیبل نشانه رفت و ماشه را کشید.
- Der Jäger drückte den Abzug ab.شکارچی ماشه را کشید.
2
Akkusativ + an + Akkusativ
مبلغی پول (بهویژه ناخواسته، مثل جریمه، مالیات یا بدهی) را پرداخت کردن
- Er musste eine hohe Summe an das Finanzamt abdrücken.او مجبور شد مبلغ زیادی را به اداره مالیات بپردازد.
- Die Strafe wurde sofort abgedrückt.جریمه فوراً پرداخت شد.
3
Akkusativ
دکمه شاتر دوربین را زدن و عکس گرفتن / چاپ کردن عکس یا مقاله
- Ich möchte diese Fotos entwickeln und abdrücken lassen.میخواهم این عکسها را ظاهر و چاپ کنم.
- Die Zeitung hat den Artikel nicht abgedrückt.روزنامه مقاله را چاپ نکرد.
4
Akkusativ
جریان مایع یا لوله را با فشار مسدود کردن یا بستن
- Der Arzt drückte die Ader ab, um die Blutung zu stoppen.پزشک رگ را فشار داد تا جلوی خونریزی را بگیرد.
- Es drückte mir fast die Luft ab.نزدیک بود نفسم بند بیاید.
5
sich + von + Dativ
خود را با فشار از جایی جدا کردن یا هل دادن (مثلاً در شنا)
- Er drückte sich kräftig vom Beckenrand ab.او با قدرت خودش را از لبه استخر جدا کرد (هل داد).
- Drücke dich beim Sprung kraftvoll ab!هنگام پرش با قدرت خودت را به جلو/بالا پرتاب کن!