abdrangen
فعل 'abdrängen' در حالت مصدر یا وجه امری
Bedeutungen
1
jemanden von etwas (Dativ)
به معنای وادار کردن کسی به انحراف از مسیر، هدف یا تصمیم خود، اغلب با استفاده از فشار روانی، استدلالهای قوی یا حتی تهدید.
- Man versuchte, den Zeugen von seiner Aussage abzubringen, doch er blieb standhaft.تلاش کردند تا شاهد را از شهادتش منصرف کنند، اما او پایدار ماند.
- Die politischen Umstände drängten die Regierung von ihrem ursprünglichen Vorhaben ab.شرایط سیاسی، دولت را از طرح اولیه خود منحرف کرد.