فعل
خرمنکوبی کردن، کوبیدن (غلات)؛ (مجازی) پرداخت بدهی با کار سخت
معانی و تعاریف abdreschen:
- دانه را از کاه جدا کردن (خرمن کوبیدن)
- چیزی را آنقدر تکرار کردن که خستهکننده یا بیاهمیت شود (مجازی)
جملات نمونه برای abdreschen:
Das ''abgedroschene'' Stroh lagern wir dort drüben.
کاه خرمنکوبیده شده را آنجا انبار میکنیم.
Dieses Jahr ''haben'' wir aus einer Garbe nicht so viel ''abgedroschen'' wie zuvor.
امسال از یک دسته غله به اندازه قبل خرمنکوبی نکردیم.
In einer Woche ''werden'' wir wohl ''abgedroschen haben.''
احتمالاً تا یک هفته دیگر خرمنکوبی را تمام کردهایم.