abduzieren

Aussprache: /apduˈtsiːʁən/
Wortzerlegung: ab·du·zie·ren
فعل

دور کردن (در پزشکی: دور کردن از خط میانی بدن)

Beispiele

  • Während männliche Patienten die Beine gestreckt und leicht gespreizt halten, sollen Frauen die Beine anziehen und die Knie bei neben einander positionierten Füssen ''abduzieren.در حالی که بیماران مرد پاهای خود را کشیده و کمی از هم باز نگه می‌دارند، زنان باید پاهای خود را جمع کرده و زانوهای خود را در حالی که پاها در کنار هم قرار دارند، «دور کنند».

Bedeutungen

1 Akkusativ

(در پزشکی) یک عضو بدن را از خط میانی بدن دور کردن (ابداکسیون کردن)

  • Der Arzt abduziert den Arm des Patienten.پزشک بازوی بیمار را دور می‌کند.
  • Die Muskeln, die das Bein abduzieren, sind stark.عضلاتی که پا را دور می‌کنند، قوی هستند.