abenteuerlustig
ماجراجو، علاقهمند به ماجراجویی
Bedeutungen
1
دارای تمایل قوی به تجربه چیزهای جدید، هیجانانگیز و پرمخاطره؛ علاقهمند به ماجراجویی.
- Als abenteuerlustiger Mensch reiste sie gerne in ferne Länder.او به عنوان فردی ماجراجو، دوست داشت به کشورهای دوردست سفر کند.
- Die Kinder sind sehr abenteuerlustig und erkunden gerne den Wald.بچهها بسیار ماجراجو هستند و دوست دارند جنگل را کاوش کنند.
- Sein abenteuerlustiger Geist trieb ihn dazu, neue Herausforderungen zu suchen.روحیه ماجراجوی او او را به جستجوی چالشهای جدید وامیداشت.