abenteuerlustig

Aussprache: /ˈabənˌtɔɪ̯ɐ̯ˌlʊstɪç/
Worttrennung: aben·teu·er·lus·tig
صفت

ماجراجو، علاقه‌مند به ماجراجویی

Bedeutungen

1

دارای تمایل قوی به تجربه چیزهای جدید، هیجان‌انگیز و پرمخاطره؛ علاقه‌مند به ماجراجویی.

  • Als abenteuerlustiger Mensch reiste sie gerne in ferne Länder.او به عنوان فردی ماجراجو، دوست داشت به کشورهای دوردست سفر کند.
  • Die Kinder sind sehr abenteuerlustig und erkunden gerne den Wald.بچه‌ها بسیار ماجراجو هستند و دوست دارند جنگل را کاوش کنند.
  • Sein abenteuerlustiger Geist trieb ihn dazu, neue Herausforderungen zu suchen.روحیه ماجراجوی او او را به جستجوی چالش‌های جدید وامی‌داشت.