abergläubig

Aussprache: /ˈaːbɐˌɡlɔɪ̯bɪç/
Worttrennung: aber·gläu·big
صفت

خرافاتی

Bedeutungen

1

باور داشتن به خرافات یا نیروهای ماوراء طبیعی؛ اعتقاد به شانس یا بدشانسی ناشی از رویدادهای غیرمنطقی.

  • Viele Menschen sind immer noch abergläubisch und vermeiden es, unter einer Leiter durchzugehen.بسیاری از مردم هنوز خرافاتی هستند و از عبور از زیر نردبان اجتناب می‌کنند.
  • Er ist sehr abergläubig und trägt immer einen Glücksbringer bei sich.او بسیار خرافاتی است و همیشه یک طلسم شانس همراه خود دارد.
  • Ihre Großmutter war eine abergläubige Frau, die an viele alte Bräuche glaubte.مادربزرگ او زنی خرافاتی بود که به بسیاری از رسوم قدیمی اعتقاد داشت.