aberkennen
سلب کردن، با حکم حقوقی محروم کردن (از حق، عنوان یا جایزه)
Bedeutungen
1
jemandem (Dativ) etwas (Akkusativ) aberkennen
با تصمیم دادگاه یا مقام ذیصلاح، حق، عنوان، جایزه یا مدرکی را از کسی سلب و لغو کردن
- Dem Sportler wurde der Titel wegen Dopings aberkannt.عنوان قهرمانی از ورزشکار به دلیل دوپینگ سلب شد.
- Das Gericht kann ihm das Sorgerecht aberkennen.دادگاه میتواند حق حضانت را از او سلب کند.