abernten
درو کردن، برداشت کردن (محصول)
Beispiele
- Die Früchte wurden ''abgeerntet.میوهها برداشت شدند.
- Um den Acker ''abzuernten,'' ist es schon zu dunkel.برای برداشت محصول از مزرعه، دیگر خیلی تاریک است.
Bedeutungen
1
Akkusativ
محصولی را از زمین یا درخت برداشت کردن
- Die Bauern haben das Feld abgeerntet.کشاورزان محصول مزرعه را برداشت کردند.
- Wir müssen die Äpfel abernten, bevor sie herunterfallen.ما باید سیبها را قبل از اینکه بیفتند، برداشت کنیم.