aberzogen
تربیت شده، آموزش دیده (اسم مفعول)
Bedeutungen
1
Akkusativ + von + Dativ
بازداشتن قاطعانه و مؤثر فردی از ادامه یک عادت ناپسند، رفتار نادرست یا عمل مضر، اغلب با استفاده از روشهای تربیتی یا انضباطی.
- Man musste ihn von seinen schädlichen Gewohnheiten aberziehen.میبایست او را از عادات مضرّش بازداشت.
- Die strenge Erziehung sollte die Kinder von ungebührlichem Benehmen aberziehen.تربیت سختگیرانه باید کودکان را از رفتار ناشایست منصرف میکرد.