abfüttern

Aussprache: /ˈapˌfʏtɐn/
Wortzerlegung: ab·füt·tern
فعل

خوراک دادن (به حیوانات)، سیر کردن (به طور غیررسمی به انسان)

Beispiele

  • Um 8 Uhr werden die Kühe ''abgefüttert.ساعت ۸ گاوها خوراک داده می‌شوند.
  • In der Mensa werden die Studenten ''abgefüttert.در سلف سرویس به دانشجویان غذا داده می‌شود.
  • Gerade ''füttert'' die Schneiderin eine Jacke ''ab.خیاط در حال آستر دوزی یک ژاکت است.

Bedeutungen

1 Akkusativ

به حیوانات غذا دادن، به ویژه مقدار مشخصی غذا به آن‌ها دادن.

  • Der Bauer muss seine Kühe jeden Morgen abfüttern.کشاورز باید هر روز صبح به گاوهایش غذا بدهد.
  • Hast du die Pferde schon abgefüttert?آیا قبلاً به اسب‌ها غذا داده‌ای؟