abfallübersät

Aussprache: /ˈapˌfaləˌbyːɐ̯ˈzɛt/
Worttrennung: ab·fall·über·sät
صفت

پوشیده از زباله، مملو از زباله

Bedeutungen

1

مکانی که به شدت با زباله یا آشغال پوشیده شده است.

  • Der Strand war nach dem Festival mit Abfall übersät.ساحل پس از جشنواره پوشیده از زباله بود.
  • Die Straße lag abfallübersät da.خیابان پوشیده از زباله افتاده بود.
  • Das Gebiet war abfallübersät und unansehnlich.منطقه پوشیده از زباله و ناپسند بود.