abfangen

Aussprache: /ˈapˌfaŋən/
Wortzerlegung: ab·fan·gen
فعل

رهگیری کردن، متوقف کردن، مهار کردن (ضربه/شوک)

Bedeutungen

1 Akkusativ

کسی یا چیزی (مثل نامه، توپ، شخص) را در حین حرکت و قبل از رسیدن به مقصد رهگیری کردن یا متوقف ساختن

  • Die Geheimdienste konnten die Nachricht rechtzeitig abfangen.سرویس‌های اطلاعاتی توانستند پیام را به موقع رهگیری کنند.
  • Der Verteidiger fing den Pass des Gegners ab.مدافع پاس حریف را رهگیری و قطع کرد.
2 Akkusativ

ضربه، افت، شوک، نوسان مالی یا آسیب را مهار کردن، جذب نمودن یا جبران ساختن

  • Die Federung des Autos soll Stöße auf unebenen Straßen abfangen.سیستم تعلیق خودرو باید ضربات را در جاده‌های ناهموار مهار کند.
  • Er konnte den Sturz im letzten Moment mit den Händen abfangen.او توانست در آخرین لحظه سقوط را با دست‌هایش مهار کند.