abfegen
جارو کردن، پاک کردن (با جارو)
Beispiele
- Er wird Schwierigkeiten haben, den ganzen Staub ''abzufegen.او برای پاک کردن تمام گرد و غبار مشکل خواهد داشت.
- Sie ''fegt'' gerade die Fensterbretter ''ab.او در حال جارو کردن طاقچههای پنجره است.
- Er ''fegte'' mit seinem Motorrad unvermittelt ''ab.او با موتورسیکلتش ناگهان منحرف شد (افتاد).
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را از روی سطحی با جارو یا دست پاک کردن
- Er fegte die Blätter vom Gehweg ab.او برگها را از پیادهرو جارو کرد.
- Bitte fegen Sie den Staub vom Tisch ab.لطفاً گرد و غبار را از روی میز پاک کنید.