abfetzen
پاره کردن، جدا کردن (به صورت تکه تکه)
Beispiele
- Er hat die Folie schnell ''abgefetzt.او به سرعت فویل را پاره کرد.
- Heute ''fetzen'' wir die alte Tapete ''ab.امروز کاغذ دیواری قدیمی را پاره میکنیم.
Bedeutungen
1
Akkusativ
چیزی را با خشونت یا سرعت زیاد پاره کردن یا کندن
- Der Wind hat die Plakate von der Wand abgefetzt.باد پوسترها را از دیوار کند.
- Er hat das Etikett vom Glas abgefetzt.او برچسب را از روی لیوان کند.