abfiedeln

Aussprache: /ˈapˌfiːdl̩n/
Wortzerlegung: ab·fie·deln
فعل

با چاقو یا ابزار کند بریدن/جدا کردن؛ نواختن (با ویولن)

Beispiele

  • Mit einem alten Messer hat er gestern ein Stück Gurke ''abgefiedelt.او دیروز با یک چاقوی کهنه تکه‌ای از خیار را برید.
  • Er setzte sich hin und ''fiedelte'' ein Liedchen ''ab.او نشست و آهنگی را (با ویولن) نواخت.
  • Der FC Abc wurde gestern ordentlich ''abgefiedelt.تیم آ ب ث دیروز حسابی شکست خورد (باخت سنگینی داشت).

Bedeutungen

1 Akkusativ

یک قطعه موسیقی را با ویولن نواختن یا اجرا کردن، اغلب با اشاره به اتمام یا تکرار.

  • Er fiedelte ein altes Volkslied ab.او یک آهنگ محلی قدیمی را با ویولن نواخت.
  • Die Band fiedelte ihre letzten Stücke ab, bevor sie die Bühne verließ.گروه آخرین قطعات خود را با ویولن اجرا کرد قبل از اینکه صحنه را ترک کند.
2 Akkusativ

(عامیانه، تحقیرآمیز) با عجله، بی‌دقت یا بدون احساس زیاد یک قطعه موسیقی را با ویولن نواختن.

  • Der Geiger fiedelte das Stück nur schnell ab, um fertig zu werden.نوازنده ویولن قطعه را فقط سریع نواخت تا تمام شود.
  • Sie fiedelten die Melodie nur so ab, ohne viel Gefühl.آنها ملودی را فقط همینطور نواختند، بدون احساس زیاد.