abflämmen
با شعله سوزاندن، پاکسازی با شعله
Beispiele
- Zum Ende der Saison ''flämmt'' der Landwirt von gegenüber seine Wiesen ''ab.در پایان فصل، کشاورز کناری مزارعش را با شعله پاکسازی میکند.
Bedeutungen
1
Akkusativ
با شعله سوزاندن یا از بین بردن (مانند رنگ، مو، علف هرز)
- Er flämmt die alte Farbe von der Holzbank ab.او رنگ قدیمی را از روی نیمکت چوبی با شعله میسوزاند.
- Die Gärtner flämmen das Unkraut auf den Gehwegen ab.باغبانها علفهای هرز را روی پیادهروها با شعله از بین میبرند.