abflämmen

Aussprache: /ˈapˌflɛmən/
Worttrennung: ab·fläm·men
فعل

با شعله سوزاندن، پاکسازی با شعله

Beispiele

  • Zum Ende der Saison ''flämmt'' der Landwirt von gegenüber seine Wiesen ''ab.در پایان فصل، کشاورز کناری مزارعش را با شعله پاکسازی می‌کند.

Bedeutungen

1 Akkusativ

با شعله سوزاندن یا از بین بردن (مانند رنگ، مو، علف هرز)

  • Er flämmt die alte Farbe von der Holzbank ab.او رنگ قدیمی را از روی نیمکت چوبی با شعله می‌سوزاند.
  • Die Gärtner flämmen das Unkraut auf den Gehwegen ab.باغبان‌ها علف‌های هرز را روی پیاده‌روها با شعله از بین می‌برند.