فعل
با شعله پاک کردن (پوست مرغ، علف هرز)
معانی و تعاریف abflammen:
- با استفاده از شعله، چیزی را سوزاندن، تمیز کردن یا ضدعفونی کردن (مثلاً علفهای هرز، سطح گوشت).
جملات نمونه برای abflammen:
Könntest du bitte die Pute ''abflammen?''
«میتوانی لطفا بوقلمون را «با شعله پاک کنی؟»
Unkraut ''abzuflammen'' kann gefährlich sein.
«پاک کردن علفهای هرز «با شعله» میتواند خطرناک باشد.»
Der Gärtner musste das Unkraut mit einem Brenner abflammen.
باغبان مجبور شد علفهای هرز را با مشعل بسوزاند.