abflanken

Aussprache: /ˈapˌflaŋkn̩/
Wortzerlegung: ab·flan·ken
فعل

از جناحین حمله کردن (فوتبال)، از پهلو عبور کردن (ژیمناستیک)

Beispiele

  • Heute werden wir ''abflanken.امروز از پهلو عبور خواهیم کرد.
  • Wie bist du gestern ''abgeflankt?دیروز چطور از پهلو عبور کردی؟
  • Letzte Woche ''flankte'' ich besser ''ab'' als heute.هفته پیش بهتر از امروز از پهلو عبور کردم.

Bedeutungen

1 Akkusativ (den Ball)

(در فوتبال) توپ را از کناره زمین به سمت دروازه یا محوطه جریمه فرستادن (سانتر کردن).

  • Der Spieler flankte den Ball präzise in den Strafraum ab.بازیکن توپ را با دقت به محوطه جریمه سانتر کرد.
  • Er versuchte, den Ball von der rechten Seite abzuflanken.او تلاش کرد توپ را از سمت راست سانتر کند.