Wort
جاری شدن، تخلیه شدن
معانی و تعاریف abfliessen:
- به معنای جریان یافتن مایعات (مانند آب، خون) از یک مکان به مکانی دیگر، یا تخلیه شدن یک مایع از یک ظرف یا سیستم.
- به معنای سپری شدن یا گذشتن زمان، به ویژه در مورد دورههای زمانی یا رویدادها.
جملات نمونه برای abfliessen:
Das Abfliessen des Wassers aus dem Becken dauerte mehrere Stunden.
تخلیه آب از حوض چندین ساعت طول کشید.
Nach der Operation musste das angesammelte Blut langsam abfliessen.
پس از عمل جراحی، خون جمع شده باید به آرامی تخلیه میشد.
Die Frist für die Einreichung der Unterlagen ist bereits abgeflogen.
مهلت ارسال مدارک قبلاً سپری شده است.