Konjugierte Form
جدا شد (گذشته دور، اول شخص جمع/سوم شخص جمع)
معانی و تعاریف abflossen:
- جریان یافتن و تخلیه شدن مایعات به صورت طبیعی یا از طریق یک سیستم زهکشی، اغلب در متون فنی یا زیستمحیطی.
- کاهش یافتن یا فروکش کردن تدریجی یک پدیده، مانند آب، یا حتی مفاهیم انتزاعی مانند احساسات یا روندها.
جملات نمونه برای abflossen:
Das Regenwasser muss ordnungsgemäß abfließen, um Überschwemmungen zu vermeiden.
آب باران باید به درستی تخلیه شود تا از سیل جلوگیری شود.
Nach dem starken Niederschlag begann das Wasser langsam in die Kanalisation abzufließen.
پس از بارش شدید، آب به آرامی شروع به جریان یافتن به سمت فاضلاب کرد.
Die anfängliche Euphorie begann nach einigen Wochen abzufließen.
هیجان اولیه پس از چند هفته شروع به فروکش کردن کرد.