abfrässen

Aussprache: /apˈfrɛsn̩/
Worttrennung: ab·fräs·sen
Wort

می‌خوردند (از بین می‌بردند)

Bedeutungen

1 Akkusativ

به طور کامل خوردن یا از بین بردن چیزی، به ویژه توسط حیوانات یا مواد خورنده، به طوری که اثری از آن باقی نماند.

  • Die Heuschrecken fraßen das gesamte Feld ab, sodass nichts mehr für die Ernte übrigblieb.ملخ‌ها تمام مزرعه را خوردند و از بین بردند، به طوری که چیزی برای برداشت باقی نماند.
  • Die starke Lauge fraß das Fett von den Oberflächen ab und hinterließ sie makellos sauber.محلول قلیایی قوی چربی را از سطوح پاک کرد و آنها را بی‌عیب و نقص تمیز باقی گذاشت.
2 Akkusativ

به صورت استعاری، چیزی را به طور کامل مصرف کردن یا از بین بردن، اغلب با بار معنایی منفی یا مخرب.

  • Die Sorge um seine kranke Mutter fraß ihn innerlich auf.نگرانی برای مادر بیمارش او را از درون می‌خورد.
  • Der ständige Zeitdruck fraß seine Kreativität auf und machte ihm die Arbeit zur Qual.فشار مداوم زمان خلاقیت او را از بین برد و کار را برایش به عذابی تبدیل کرد.