abfrühstücken

Aussprache: /ˈapˌfʁyːʃtʏkn̩/
Worttrennung: ab·früh·stü·cken
فعل

سر و ته چیزی را هم آوردن، کاری را تمام کردن، از سر باز کردن

Bedeutungen

1 Akkusativ (jemanden / etwas abfrühstücken)

انجام دادن یا به پایان رساندن سریع و مختصر یک کار، به ویژه کاری که ناخوشایند، خسته‌کننده یا وقت‌گیر است؛ سر و ته چیزی را هم آوردن (غیررسمی).

  • Lass uns diese langweilige Aufgabe schnell abfrühstücken.بیا این کار خسته‌کننده را سریع تمام کنیم.
  • Er wollte die Besprechung so schnell wie möglich abfrühstücken.او می‌خواست جلسه را در اسرع وقت به پایان برساند.