abfrühstücken
سر و ته چیزی را هم آوردن، کاری را تمام کردن، از سر باز کردن
Bedeutungen
1
Akkusativ (jemanden / etwas abfrühstücken)
انجام دادن یا به پایان رساندن سریع و مختصر یک کار، به ویژه کاری که ناخوشایند، خستهکننده یا وقتگیر است؛ سر و ته چیزی را هم آوردن (غیررسمی).
- Lass uns diese langweilige Aufgabe schnell abfrühstücken.بیا این کار خستهکننده را سریع تمام کنیم.
- Er wollte die Besprechung so schnell wie möglich abfrühstücken.او میخواست جلسه را در اسرع وقت به پایان برساند.