abfragen
امتحان گرفتن (پرسش درس)، استعلام کردن، فراخوانی اطلاعات (از سیستم)
Bedeutungen
1
jemanden (Akkusativ) + etwas (Akkusativ) abfragen
دانش یا آموختههای کسی (مانند لغات یا درس) را شفاهی پرسیدن و سنجیدن
- Mutter fragt ihren Sohn die Vokabeln für die Englischarbeit ab.مادر از پسرش لغات آزمون انگلیسی را میپرسد.
- In der Schule wurden wir heute im Fach Geschichte abgefragt.امروز در مدرسه در درس تاریخ از ما پرسش شد.
2
Akkusativ (Daten / Informationen abfragen)
اطلاعات یا دادهها را از یک سیستم، دیتابیس یا سرور فراخوانی و استعلام کردن
- Der Sachbearbeiter kann die Kundendaten direkt aus der Datenbank abfragen.متصدی مربوطه میتواند دادههای مشتری را مستقیماً از پایگاه داده فراخوانی کند.
- Ich frage mehrmals täglich meine E-Mails ab.من چند بار در روز ایمیلهایم را بررسی (چک/فراخوانی) میکنم.